X
تبلیغات
رایتل

بعد ها اخبار اون روز رو گرمترین روز سال اعلام کرد ................

و امروز هم خیلییییی گرم بود .

تولد هانا و سالگرد ازدواجمون .....

روز عروسیمون انقدر روز گرمی بود که تا برسیم تالار همه گلای ماشین عروسمون پلاسیده شده بودن .

انقدر گرم که مامان  وقتی  از آرایشگاه برگشته بود خونه رفته بود دوش گرفته بود............!

انقدر گرم که فیلمبردار مون کلافه شده بود و تو محاسباتش اشتباه کرد و ما وقتی رسیدیم باغ برای عکس که هوا تاریک شده بود.

انقدر گرم که ................

ولی چه اهمیتی داشت ...... واسه من که کنار م عزیزترینم رو داشتم گرما و سرما و ترس و استرس و نگرانی و...... هیچی معنی نداشت . فقط آرامش بو دوبس....

5 سال بعدش دقیقا همون روز هانا به دنیا اومد.

دقیقا روز گرم 2 مرداد.

انقدر گرم که من تا پرستار از اتاق میرفت بیرون سریع کولر اتاق رو زیاد میکردم تا یه کم خنک بشم .......

همه اونایی که اونروز اومدن بیمارستان ازگرما ی هوا گله میکردن.

هانای کوچولوی 3و نیم کیلویی  تو راه از شدت گرما انقدر گریه کردگه تا رسیدیم خونه مجبور شدیم همه لباساشو دربیاریم تا آروم بشه .

.

ولی چه اهمیتی داشت ............. من کنار عزیزترینم نشسته بودم و یه کوچولوی 3 ونیم کیلویی تو بغلم خوابیده بود ........... انقدر شاکر و خوشحال بودم که گرما و سرما رو نمیفهمیدم.

.

.

وامروز هم گرم بود ..........................خیلی گرم ......

و من از ساعت 12 تا 1و نیم ظهر کل شهرک رو گشتم تا برای عزیزترینم هدیه سالگرد ازدواج بگیرم .

و وقتی رفتم داخل حیاط مهد بادیدن هانا که با لباس سبز رنگ و موی بهم ریخته دست مربیشو گرفته بود و شاد و خندون از پله ها اومد بیرون و دوید بغلم انقدر کیف کردم که نگو....

وقتی نشستم تو دفتر مهد تازه فهمیدم چقدر گرممه و چقدر تشنم شده . .................

.

.

.

2 مرداد ..... گرمترین روز سال ............... روز قشنگیه . انقدر قشنگ که بخاطرش میشه روزای بد سال رو تحمل کرد .

خدایا شکرت ......