آقای خیاط نشسته پشت چرخش وداره لباس میدوزه ................
یه طوطی نشسته کنارش رو میز چرخ خیاطی و داره ورجه وورجه میکنه .
خانوم آقای خیاط نشسته رو بروش پشت یه چرخ دیگه وداره لباس میدوزه .
طوطیه هی وول میخوره .
آقای خیاط هی به طوطیه تخمه میده.
خانوم اقای خیاط داره لباس میدوزه .
طوطیه هی تخمه میشکنه و پوستشو میندازه روی زمین.
خانوم آقای خیاط اضافه نخ پارچه رو میکنه و میندازه تو سطل کناریش .
آقای خیاط قربون صدقه طوطیه میره .
طوطیه سرش به تخمه شکستن گرمه.
خانوم آقای خیاط برای آقای خیاط چایی میریزه.
طوطیه ازرو دست آقای خیاط رد میشه میره اونور میز.
آقای خیاط کله طوطی رو میبوسه میگه بازم تخمه میخوای خانومی؟
خانوم آقای خیاط نگاه میکنه.........................
کوروش از اتاق پرو میاد بیرون .
آقای خیاط چه خوب بلده محبت کنه.کاش دوتاازین نگاها و حرفای قشنگ هم سهم خانوم خیاط میشد.
چه عجب
بیچاره خانم خیاط
دقیقا......
سلام عزیزم
دلمون حسابی تنگ شده بود
خوب همینه که من از جک و جونور بدم میاد دیگه
جای محبت و صفای آدمی زاد و پر کردن!
دلم سوخت
من جای خانم خیاط بودم طوطی و خفه می کردم و خلاص!
سلام .........
قربون شما
من اگه جای خانوم خیاط بودم درو باز میذاشتم طویطه بپره بره............گربه ها بخورنش
سلام
به به چه عجب
فکر کردم دیگه باید در اینجا رو تخته کرد
راست میگی ولی من متوجه نشده بودم شاید واسه بی دقتی آقایون باشه.بنظرم واسه حل این مشکل خانومش نباید بیاد سر کار.خونه بمونه تا این صحنه ها رو نبینه
بردمت اونجا تا قدر شوهرت رو بدونی.یه لقمه نون بخور صد تا شکر کن
عزیزم شما راه حل دیگه ای به ذهنت نمیرسه؟
راستی شما الان باید تو باغ در حال بدمینتون بازی کردن باشی.از کجا آپ کردی؟
سلام.
بیچاره آقای خیاط.
...
جااااااااااااااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
)
چه عجب بالاخره اینجا به روز شد!
خیلی پست قشنگی بود ولی ایکاش آخرش نمیگفتی که "کاش دوتا ازین نگاها و حرفای قشنگ هم سهم خانوم خیاط میشد."
اینو باید خواننده میگفت نه شما!!! (الان ژست منتقد ادبی گرفتم به خودم مثلآ
سلامممممممممممم.
اتفاقا خودم هم فکر میکردم قسمت آخرشو پاک کردم . مثل اینکه یادم رفته بود.
نظر خودم هم همین بود.
خب از اونجایی که هلیا بانو عمرآ به کامنت ها محل نمیذاره من جوابت رو میدم باشد که بعدآ جبران کنن ایشون
آناهیتا جون اگه تو طوطیه رو خفه میکردی آقای خیاط هم در دم شما رو خفه مینمود و خلاص!!! اصلآ از قیمت طوطی خبر داری شما که همینجوری خفه میکنیش؟! یه ذره فکر اقتصادی داشته باش خب عزیز من!!!
آقا بهنام اگه به امید اینکه از ماشامی نهاری دربیاد داری کامنت جواب میدی .................... بیخیال شو. ولی اگه فی سبیل الله باشه که دستت درد نکنه.
سلام مادر جان
خدا رو شکر هلیا بانو آپ کرد ما شما رو اینجا زیارت کردیم حداقل! بیچاره خانوم خیاط؟؟؟؟ بیچاره من که مورد بی توجهی مادرم قرار گرفتم! اصلآ بیچاره فقط "دل زینب" بود یعنی چی بیچاره خانوم خیاط؟!
کورش جان جواب تو یکی رو خود هلیا بانو امشب میده قطعآ من فقط سکوت میکنم!
شب جا نداشتی پاشو بیا پیش ما داداش...
آفرین آفرین
این شد یه حرف حساب!
یعنی دقیقآ به عمق این مشکل اشاره کردی شما!
میدونید مشکل از کجا بود؟!
این خانوم خیاط که الکی شما مظلومش کردی واسه ما قبلآ همش به شوهرش بی محلی میکرده و ظلم و برنج سوخته و خورشت شور و... وگرنه اون آقای خیاط بیچاره اصلآ چرا باید کلی پول طوطی بده و پول تخمه و اینا؟؟؟ اصلآ شما میدونی تخمه الان چقدر گرونه؟
من واقعآ مچکرم از این کامنت که باعث شد من از این اشتباه در بیام و فکر نکنم که اون زن مظلومه
باز گشت غرور آفرین شما را به دیار وبلاگستان تبریک و تهنیت عرض می نمائیم
و آرزو می کنیم از این طوطی ها دور و برتون پیدا نشه ...
لباس نو هم مبارک
شیرینی شو کی می دین
( آیکون آدمی که گند شیرینی گرفتن رو در آورده )
قربون شما ........... من متعلق به شما م....................
سلام سلام
بازگشت غرورآفرینتان را تبریک میگویم و از این که میبینم همچنان ورزشکار و ورزش دوست هستید خوشحالم هلیا جان..
.
این خانوم خیاطه بره یه سگ واسه خودش بیاره جای تخمه گوشت کیلویی خداتومن بهش بده اونوقت چه شود!!!
آفرین افشانه ............. پیشنهادت حرف نداشت
آخه بعد از این همه مدت سکوت این چه پست دردناکیه عزیزممم..
جیگرمو آتیش زدی هلیا..
من فقط متاسفم
همین
ای بابا هلیا بانو جونم
میدونی چیه هلیا بانو؟
من از ترس اینکه یه نکنه روزی نگاه های خانوم خیاط رو داشته باشم نشستم کنج خونه...
حالا خیاطی در کار نبود و طوطی و تخمه ای مهم نیست..حرف من نگاه های خانوم خیاطه است...میدونم که میفهمی چی میگم
به به هلیا جون ،منور کردید بانو
اگه محبت کردن بلد نبود یه چیزی ... حالا که بلده چرا خرج طوطیش میکنه ؟؟ خانم دسته گلش جلو روش نشسته و نمیبینه ...
به به چه عجب
ای با با میگن به یه یزدیه میگن شما باید ب زنت محبت کنی مثلا وقتی داره ظرف میشوه بری موهاشو ناز کنی بوسش کنی بغلش کنی یزدیه میگه اونوقت تو تمام این مدت ناز کردن و بغل کردن و بوس کردن شیر آب بازه؟!!!
آخخخخخخخخخخخخی هوو هم هووهای قدیم حداقل می شد گیساشو از ریشه کند.والا به خداااااا
فک کنم خانوم خیاط بتونه با اون طوطیه یه خورشت خوشمزه درس کنه!
طفلکی!
همین دقت و نگاهت بود که تشویقم کرد باهات از نزدیکتر آشنا شم
بجای اون طوطی بی زبون باید شوهر بی فکرشو قورمه قورمه کنه اصلنشم.
حالا از کجا معلوم طوطیه خانومی بوده؟
محدث اونو دیگه باید آقای کارشناس!(خیاطه!)تشخیص بده ک داده! طوطیه بیچاره باعث نفاق و کینه و اینا شد همینطوری!
هلیا جان چطوری؟
آره خوب بعضیا داشته هاشونو نمیبینن و فکر میکنن شاید تلاش و به دست آوردن یه سری چیزا خوشبختیه!چیزایی که شابد باعث شه یه روزی حسرت همین لحظات و آسایشش رو بخورن!