X
تبلیغات
رایتل

دیشب ................ نزدیک ساعت ۱۱. 

وقتی من و کوروش توی رستوران نشسته بودیم ....... تو داشتی توی خیابون راه میرفتی غریبه. 

ما داشتیم حرف میزدیم و میخندیدیم .............. آره میخندیدیم . درست وقتی که داشتیم به رفتار خنده دار گارسون عجولی که موقع آوردن غذای من پاش گیر کرد به شلنگ وسط حیاط و ۲تا از بال کبابی ها افتاد توی باغچه  میخندیدیم......... تو داشتی به برنامه هات برای فردا فکر میکردی غریبه. 

وغذای ما تمام شد و سوار ماشین شدیم تا برگردیم خونه . تو خواستی از خیابون رد بشی گمونم غریبه ولی حال رفتن تا پل عابرو نداشتی . 

وقتی تو ماشین داشتم از درخت شاتوت توی حیاط اداره تعریف میکردم .......... تو حواست به خیابون نبود و یه پراید و ............... و برای تو همه چیز تمام شد غریبه . 

چند دقیقه بعد ما از کنارت رد شدیم  .............. 

پراید با شیشه ترک خورده و راننده عصبی که داشت با یه نفر درباره بیمه ماشینش صحبت میکرد.  

راننده جوون آمبولانس که داشت با پلیس صحبت میکرد.

و شلوغی مردمی که دورت جمع شده بودند و تو..................... 

تو و پول خورد های لعنتی دورو برت و دستت که ............ بگذریم غریبه. 

 

 

از صبح به یادتم و نمیدونم این فاتحه ای که الان برات خوندم چندمین فاتحه ای بود که از دیشب خوندم. 

اینا رو نوشتم که اینو بهت بگم غریبه :  

دیشب وسط خنده و جشن و شام حرف و ................... بد جوری حالمو گرفتی غریبه .  

ولی یادم آوردی که شاید همین امروز ازین طرف خیابون راه بیافتم و به اون طرفش نرسم .  

یه خبر خوب غریبه :  

من از دیشب آدم بهتری شدم ........ 

واینو مدیون توام غریبه.  

تو خیلی خوش شانسی غریبه

کاش مرگ من هم برای یه نفر تاثیر خوب داشته باشه